تبليغاتX
MC.H
در جریان آخرین سفرم به مشهد مقدس، یک شب با یکی از دوستان ملقب به آقای پاسی فول (که در مطالب خیلی پیشین نیز به وصف آن جناب پرداخته بودم) به یک مرکز خرید خفن رفتیم و من نمیدونم چی شد که این جناب پاسی فول مبادرت به خرید یک دستگاه ساعت نفیس نمود. لدا از این جریان تجربه های مفیدی مرا نائل شد که شما را نیز از آن بهره مند می سازم!

قبل از شروع این نکته رو یاد آور بشم که تمامی این نکات از واقعیت محض استخراج شده و هر گونه دخل و تصرف در آن به شدت تکذیب می شود! و اینجانب مسئولیت فرو شدن چوب درخت بلوط در اثنی عشر خود را قبول می کنم اگر ذره ای مبادرت به اغراق کرده باشم.

نکات مهم در خرید ساعت:

۱- قبل از آنکه از منزل خارج شوید به اندازه جیبتان پول بردارید. وول زدن پول زیاد در جیب ممکن است باعث خارش در نواحی ما تحت شود که عواقب خوبی ندارد! (خصوصاٌ اگر پول را در جیب عقب شلوار خود قرار می دهید این عوارض مشهود تر می شود)

۲- اگر حقوق شما فرضاٌ ماهی ۱۸۰ تومان است و قصد خرید ساعت ۲۰۰ هزار تومانی را دارید، قبل آن نام خود را به عبدل پاسی سنتری تغییر دهید.

۳- اگر کارفرمای شما حقوقتان را دیر تر از موعد پرداخت کرد، با دیدن آن ذوق زده نشوید و دست و پای خود را گم نکنید. این مسئله بدان معنا نیست که شما خوشبخت شده اید و درهای مال و ثروت به رویتان گشوده و گره از مشکلاتتان برداشته شده، بلکه این بدان معناست که برای دریافت حقوق ماه بعد باید مدت بیشتری بیگاری بکشید!

۴- اگر ساعتی خریدید که قیمتش ۲۰۱۵۰۰ تومان بود و شما فقط ۱۵۰۰ تومان تخفیف گرفتید، بدانید و آگاه باشید که پاچه شما بسیار گشاد است و لوح افتخار به عنوان مشتری نمونه سال را دریافت خواهید نمود و همانا که در میزان IQ گوی سبقت را از گاو مش حسن ربوده اید! 

5- مهمترین نکته این است که : هرگز از مشهد خرید نکنید و اگر مجبور بودید حداقل از پروما خرید نکنید!

6- هرگز با فردی احمق تر از خود به خرید نروید! (این یکی رو شکست نفسی کردم چون اگه من نبودم حتی برگه گارانتیش رو هم نمی گرفت!)

7- اگر کالایی را خریداری نمودید که کار کردن با آن را بلد نیستید، گه خوردی خریدیش!

8- در پایان اگر ساعتی به قیمت 200 هزار تومان خریدید و فردایش رفتید قیمت واقعی آن را در اینترنت جستجو کردید! و متوجه شدید که قیمت واقعی آن 400 هزار تومان بوده هرگز خوشحال نشوید و بخاطر این خرید به صرفه برای خود اسپند دود نکنید! جنس تقلبی بهتان انداخته اند!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 23:31  توسط حمیدرضا مروج | 

در اول می 1723 میلادی  در شهر کوچکی به نام  دوبرمنت (Doberment) دیده به دنیا آمد. وی با آنکه اصیل نبود اما توانست به سرعت خود را مطرح کند. وی در 6 سالگی توسط سگی ولگرد دچار گاز گرفتگی شد و به هاری مبتلا گردید اما در برابر چشمان متعجب پزشکان بدن وی با این ویروس همزیستی پیدا کرد و جان سالم به در برد. در دوران کودکیش اغلب اوقات به زیر درختان توت می رفت و علاقه عجیبی  به پرتاب دمپایی داشت.

او دوستان چندانی نداشت و هر کس او را میدید با سنگ دورش می کرد. سر انجام توسط یک ایتالیایی ثروتمند به نام امیسن فازیلینی (Amisen Fazilini) برای کار در معدن طلا خریده شد.

آسد دچار بیماری عجیبی بود. او به بلوغ دیررس مبتلا بود و در سن 87 سالگی به بلوغ رسید و از آن پس به تحصیل علم پرداخت و پس از 20 سال در سن 107 سالگی وارد دانشگاه شد و در رشته ریاضیات به تحصیل پرداخت و سالیان زیادی را در راه تحقیق در مورد تفاوت انتگرال گیری و مشتق گیری گذراند اما در آخر به این نتیجه رسید که هیچ فرقی با هم ندارند! و به همین خاطر او را از دانشگاه با لگد بیرون انداختند و به ناچار در دانشگاه در پیت دیگری ادامه تحصیل داد.  وی که اخلاق بدی داشت و بسیار مسن به نظر میرسید به (Old Dog) معروف شد. او همواره با استادان درگیر بود و یک بار هم با یک استاد چینی به نام یوآن خو ایستیسناچی مشاجره کرد که منجر به اخراج او شد اما به احترام موی سفیدش مورد بخشودگی قرار گرفت.

از مهمترین آثار بجا مانده از او میتوان به : "زندگی جاودانه"، " چگونه با یک دست بیلیارد بازی کنیم " ، " جورابی که هرگز بو نداد" ، "سس بر انگشت" و " کاپشنی برای تمام سالهای عمرم" اشاره کرد.

وی که به شدت جان سخت بود و شاید این موضوع را مدیون سگی بود که او را گاز گرفت ،  بار ها از حوادث مهیبی جان به در برد مثلا در یک گردش علمی یک تخته سنگ 80 کیلویی به پایش برخورد کرد اما او بلند شد و شلوارش را تکاند و یا در جای دیگر در یک رودخانه خروشان افتاد و سالم بیرون آمد.

سر انجام در سن 285 سالگی به علت سقوط یک تکه گوشت 200 کیلویی روی مچ دستش دچار شکستگی شد و چون نتوانست هزینه عمل جراحی دست خود را پرداخت کند از درد مُرد!

 

پیرمرد

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مرداد 1385ساعت 14:46  توسط حمیدرضا مروج | 

   وی در سال ۱۹۶ هجری قمری در خانواده ای متدین دیده به جهان گشود.از وی به عنوان اولین کاشف قستنطنیه یاد شده است و از اختراعات مهم وی میتوان "جاشمعی گِلی اولیه"، "کاپشن با زیپ پایین رونده اتوماتیک" ، "عود قابل انعطاف" و از همه مهمتر " کش پیژامه" نام برد. او آخرین مراحل تحصیلی خود را در حوزه علمیه علویِ شوشتر به پایان رساند و پس از آن مدتی در مکتب امام آن زمان، حضرت رضا (ع) به تحصیل مشغول شد اما چون اسم وی در لیست حضور و غیاب آن حضرت خوانده نمی شد مرتباً اظهار عجز می نمود به طوری که همگان تصوّر می کردند که او آلتش را مورد تطهیر قرار نمی دهد! از این رو توسط هم رکابانش مورد تمسخر قرار میگرفت و به همان علت کم کم منزوی شد...

     او توانست مراتب علمی زیادی کسب کند و قادر بود به چند زبان از کشور های گوناگون صحبت کند ولی بزرگترین مشکل وی آن بود که بومیان آن کشورها قادر به تشخیص صحبت های او نبودند.

     همانطور که ذکر شد وی به محضر امام رضا (ع) راه یافت و چند سالی در رکاب آن حضرت بود. اما به علت اعتیاد و ارتداد و روی آوردن به مکتب سیتنیسم از محضر آن امام خارج و فتوای قتل او توسط نماینده آن امام بزرگوار به نام شیخ العلماء، حاجی نوروزِ بیگُ الاسلام صادر گردید.

     وی پس از آن سالیان زیادی در غاری نزدیک به سارسل (میدان رسالت امروزی) مخفی شد و به کشف اسرار خلقت پرداخت و تنها سرگرمی وی در آن سالها تعدادی سنگ گرد بود که آنها را با چوب بلندی داخل چاه می انداخت.

     پیروان وی که تعدادشان از ۶ تجاوز نمی کرد مدت ها به دنبال وی گشتند و پیغام ها بدو فرستادند اما شیخ به کرّات آن ها را ریجکت می نمود و کبوتر نامه بر خود را نیز به مکان نا معلومی دایورت کرده بود. سر انجام در سال ۲۳۷ ه.ق. پس از سالها غارنشینی و تنهایی رو به مواد افیونی آورد و به استنشاق دودِ پوست خربزه پرداخت و سالی نگذشت که به هلاکت رسید.

     اکثر کتابهایی که از وی به جا مانده به صورت دست خط و فاقد نام هست. چند اثر به نام های :

"اِخراجُ الرفقا مِنَ البیت" ،  "الفاظُ المَلوسیه" ، " البیتوکُ في السوراخ"   باقی مانده است

    همچنین چند اثر او ترجمه شده و هنوز در دانشگاههای اروپا از آنها برای تدریس استفاده می شود مانند:

"Play the game even to death" , "cheat in pray" , "Let`s fuck french grammer" ,

"Jobran or Jabran... this is the problem" , "patients in CPU"

                          تمثال نا مبارک شیخ مموش الدین نقیوف

عکس بالا تنها تصویر بجا مانده از این استاد بزرگ است. اصل این تمثال هم اکنون در شعبه 2 موزه گوور ماساچوست موجود است.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 1:34  توسط حمیدرضا مروج | 
از امروز میخوام هر هفته یکی از پر افتخار ترین و نامدار ترین بزرگان علم و هنر رو براتون معرفی کنم...

کسانی که جان و مال و درس و مدرسه رو به خاطر جان و مال و درس و مدرسه زیر پا گذاشتن !  

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1385ساعت 0:10  توسط حمیدرضا مروج | 
 
(http://www.millan.net/anims/giffar/giffar2/gdance2.gif);