![]() |
![]() |
|
|
كسي مجبور نيست بشينه وبلاگ منو بخونه. من اين وبلاگ رو واسه دوستام مي نويسم ...
اگر كسي مشكلي داره يا به دادگاه انقلاب شكايت كنه يا بره تظاهرات عليه من شعار بده (انرژي هسته اي فراموش نشود) يا بره بگرده ببينه اگه وبلاگي هست كه از مشهدي ها خوب تعريف كنه (كه نيست!) اونو بخونه.. در ضمن لطفاً اگه نظر ميدين آدرس سايتي، ايميلي چيزي بزارين كه اگه لازم شد جوابتونو غير علني بدم، چون بنده سعي كردم تو اين وبلاگ از كلمات بي ادبانه استفاده نكنم و در ملا عام حتي المقدور خواهر و مادر كسي رو جلو چشمش نيارم. tnx
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 13:1 توسط حمیدرضا مروج |
|
|
...
وسط جمعيت ميبيني كه فشارهاي جوي به شدت زياد شده به طوري كه نه ميتوني بري نه برگردي... با توجه به اينكه همه سكوت رو رعايت ميكنن و آرامش خاصي بر قضيه حكم فرماست!!! نميدونم واسه قزوين از مشهد بليت هست يا نه اما در هر صورت از اونجايي كه در همه جاي اين مملكت اسلامي قزويني جماعت زياده بنابراين ۲ راه داري... يا اينكه به خدا توكل كني و يا اينكه سعي كني بهت خوش بگذره!!! خلاصه بعد از اينكه Virginity تو از دست دادي ميبيني كه در اثر فشارهاي وارده يكم به سر منزل مقصود نزديك شدي... سعي ميكني از بالا يه راهي پيدا كني تا برسي اون جلو اما ميبيني كه همه دوبلكس رو هم وايستادن... ميري كه از پايين بري ولي افسوس كه ماسك (پوزبند سابق) با خودت نياوردي... اصولا تو مشهد دستگاه گوارش آدما اكثرا با دستگاه تنفسشون هماهنگي خاصي داره به طوري كه عمل دم از طريق بيني انجام ميشه اما وظيفه باز دم به عهده روده بزرگه... يه جورايي از توليد به مصرفه... با توجه به اينكه معمولا به غذايي كه ميخورن خيلي توجه دارن و حتي الامكان سعي ميكنن غذاهايي بخورن كه عمل بازدم به راحتي صورت بگيره و همچنين طراوت خاصي به محيط اطرافشون بده . مثل لوبيا و يا تخم مرغ... البته تجربه دوستان نشون داده كه هاد داگ هم جزو غذاهاي اصلي در اين مورد به حساب ميآد... در نتيجه با توجه به چگالي زياد اين آدما در واحد حجم تراكم گازهاي گلخانه اي به شدت زياد ميشه و آرزو ميكني كه كاش پياده ميرفتي تهران... خلاصه در اثر ازدياد گاز متان و اتان كه در طبيعت نقش عمده اي در رسيده شدن ميوه هاي كال داره، مخت كار ميافته و يك فكر خيلي خوب به ذهنت مي رسه..... ادامه دارد.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و هفتم اسفند 1384ساعت 3:53 توسط حمیدرضا مروج |
|
|
....
از خانوم آژانسي مي پرسي: خوب پس چيكار كنم؟ - يه روز قبل از روزي كه بليت مي خواي صبح ساعت ۸ برو دور ميدون راه آهن آژانس ها دارند. .... روز قبل از حركت: صبح ساعت ۷ از خواب بيدار ميشي و چون ميبيني كه خيلي ظلمه كه همه رفقت خوابن تو بيدار. تلفن رو بر ميداري و تك تك برو بچ رو بيدار ميكني و ميگي: نماز! نماز! بعد كه كلي فحش به عنوان صبحانه خوردي لباس مي پوشي و به اميد ديدار خانوم آژانسي ۲ (دور ميدون راه آهن) ميري جلو آينه و دوباره لذت ميبري از خودت... ميري سوار تاكسي ميشي و راننده طبق معمول آهنگهاي زيادي شاد با ريتم: ديبده بيستبه ديبته بيستبه تقديم ميكند! و تو هم مجبوري لذت ببري. مگر اينكه شانس بياري و راننده بخواد چراغ قرمزو رد كنه اونوقته كه صداي نوارو كم ميكنه تا كسي نفهمه چيكار ميخواد بكنه!! خلاصه ميري دم در آژانس و ميبيني مردم به صف تقريبا منظم وايستادن و عده اي هم زنبيل گذاشتن. تعجب ميكني از اينكه در مشهد مقدس واسه يه بار هم كه شده صف ميبيني! ميري جلو يك آقاهه بهت يه شماره ميده و ميگه صبر كنين تا ساعت ۸ كه جا خالي ها معلوم بشه ... ۷:۵۹:۵۰ ۷:۵۹:۵۱ ۷:۵۹:۵۲ ۷:۵۹:۵۳ ۷:۵۹:۵۴ ۷:۵۹:۵۵ ۷:۵۹:۵۶ ۷:۵۹:۵۷ ۷:۵۹:۵۸ ۷:۵۹:۵۹ ۸:۰:۰ ... يه دفعه ميبيني كسي دورو برت نيست!!! توي آژانسو كه نگاه ميكني ميبيني ااووووو ايول گنجايش!!! ۱۲۰ هزار نفر توي آژانس ۲۰ متري جا شدن و همه دارن از روي هم بالا ميرن! ياد موريانه ها ميوفتي و واقعا به اين همزيستي مشهدي ها غبطه مي خوري! ميري تو آژانس میگی: آقا آقا شمارمو بخون... گفت نمي خووووووووووونم! و قاطي اراذل ميشي .... ادامه دارد....
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه هفدهم اسفند 1384ساعت 0:5 توسط حمیدرضا مروج |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
دوستان عزیز به علت فیلتر شدن این وبلاگ توسط اکثر ISP ها لطفا از این پس به این آدرس مراجعه نمایید:
www.mc-h.blogfa.ir یا www.mc-h2.blogfa.com |
| آرشیو موضوعی |
|
ریدن یک عادت شده!! این شمع دزد ها بزرگان علم و هنر (pussy fools of world) Hot stuff MUSIC |
| پیوندها |
|
آموزش زبان فرانسه به شیوه دلچسب و گوارا! MC-H redirect قناري بزرگ علی تنبل درس پاس کن پیر بچه سید مموش ملوان مرگ بر طوسی |
|
My 360 Profile
|